محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
177
خلد برين ( فارسى )
تيغ سياست گرديد و منصب صدارت بعد از قتل قاضى محمد بلا - مشاركت غيرى به امير سيد شريف شيرازى كه از دخترزادههاى مير سيد شريف علامه بود تفويض يافت . همچنين در اين سال خاقان بلند اختر در ماه صفر ابدال بيك دده را كه حاكم دار الموحدين قزوين و رى و ساوخ بلاغ بود عزل كرده امارت و الكاى او را به زينل خان شاملو عنايت فرمود . ديگر آن كه در مدت توقف قشلاق ، امير يار احمد اصفهانى كه از جملهء اعاظم بود به يمن اهتمام امير نجم منظور تربيت پادشاه و الا جاه گشته به منصب وزارت سرافراز گرديد . ذكر توجه خاقان سكندر شان به جانب آذربايجان و لشكر كشيدن آن حضرت نوبت ثانى به صوب شروان و وقايع و سوانح آن زمان چون فصل زمستان در دار العلم شيراز به آخر آن رسيد شهريار جم اقتدار در بهار سنهء خمس عشر و تسع مائه از راه اصفهان متوجه صوب صواب آذربايجان گرديد و بعد از وصول به دار السلطنهء اصفهان چون ميدان آن روضهء خلد نشان در نظر همت خاقان گردون بسطت تنگتر از ديدهء مور منظور مىشد فرمان عالىشان عز صدور يافت كه كارگزاران به وسعت و فسحت آن پرداخته ساحت ميدان را چون فضاى انديشهء همت بلندان وسيع و گشاده سازند . و چون فرمانپذيران بر حسب فرمان عالىشان به وسعت عرصهء ميدان پرداختند و شهريار جهان ، روزى چند در عرصهء ميدان به اسب تازى و چوگان بازى و قبقاندازى ، گوى خوشدلى و سرافرازى از ميدان سلاطين دوران بود الويهء دولت و اعلام فتح و نصرت به صوب صواب همدان نهضت فرمود و فصل تابستان را شهريار سعادتمند در صيد و شكار دامن الوند گذرانيده چون باد خزان ، دامنزن آتش گلستان گرديد موكب جهانگشاى به جانب آذربايجان مرحله پيماى گشت . و چون روزى چند اوقات فرخنده ساعات در آن ديار به عيش و نشاط